هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
182
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
عرض به ديوانخانهء « عدليه » كرده بودند . حالا كه اين اراضى را آب گرفته [ و ] درياچه شده است ، قطع نزاع گرديده [ است ] . در حوالى درياچه ، چادر زدند . استراحت نموديم . دست چپ ، در بلندى كوه ، ده « كوشكك » بود و ده « چورن » « 1 » . خانههاى اين 2 ده ، الى « كجور » ، بامهايشان به سبك « عراق » است . چوبى و سفالى نيست . اين بلوك را « كوپر » « 2 » مىگويند . « پالوى بالا » « 3 » و « پالوى پائين » « 4 » ، 2 ده است در حوالى اينجاها . از گردنهء « كجور » كه بالا رفتيم ، صحراى كجور پيدا شد . گردنه كوچكى است از زير گردنه ، سه چهار سنگ آب ، خودبهخود جارى بود . « نى » و « علف » زياد در آن روئيده بود . مىگفتند : اين آب هم 2 سال است درآمده است . سابقا هيچ نبود . قنات كهنهاى بوده ، حالا آبش جارى شده [ است ] . دست چپ لاشك ، كه دامنهء « شاهكوه » است ، درّهاى است كه قديما دهى آنجا بوده ، مسمّى به « ناسنگ » « 5 » . از قرارى كه معروف است سنگى در حوالى آن ده است كه در آن سنگ ، بعضى خطوط قديمه ، كنده شده است . معلوم نيست [ كه ] چه خطّى « 6 » است ؟ بايد فرستاد ، [ كه ] بخوانند . اهالى « چورن » ، تركى حرف مىزنند . خلاصه ، رانديم از صحراى « كجور » ، كه همه باتلاق و نهر زياد بود . با زحمت گذشتيم . از ده « پى چلّو » گذشته ، به اردو رفتيم . « مهدى قلى خان » و « ساعد الدّوله » ، كه ديروز به جهت تعيين يورت اردو آمده بودند ، ديده شدند . اردو ما بين « ليگوش » و « امامزاده طاهر مطهّر » « 7 » و « هزار خال » واقع شده [ و ] جاى خوبى است . « 8 » به همه طرف دست دارد . « ما شاء الله خان » فراش خلوت ، در « پول » قرقاول نرى زده بود ، به حضور آورد .
--> ( 1 ) . در اصل : چوزن ( 2 ) . به آن كوهپر هم گفته مىشود . ( 3 ) . امروزه به آن كوهپر عليا هم مىگويند . ( 4 ) . نام امروزى آن كوهپر سفلى مىباشد . ( 5 ) . امروزه فقط نام كوه ناسنگ چال در كنار روستاى لاشك بر جاى مانده است . ( 6 ) . در اصل : خطّ ( 7 ) . اين بقعه در اصل آرامگاه ملك كيومرث استندار بوده است . ( 8 ) . « منزل امروز از سمت جنوب به قريهء هزار خال است كه امامزاده طاهر مطهر آنجا مدفون است . از سمت شمال قريهء ليگوش مدفن امامزاده دوبرادران واقع شده . بقعه و مدفن امامزادههاى اينجا مشابه « برج يزيد » است كه ميان عوام معروف است ، اما « قبر طغرل سلجوقى » است . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 28 )